بیماری آتشک

img
بیماری آتشک

Fire Blight

بیماری آتشک

 

آتشک نوعی بیماری باکتریایی است که درختان سیب، گلابی، به و برخی گیاهان دیگر مانند رزبری و بلک‌بری را آلوده می کند.

عامل بیماری آتشک نوعی باکتری به نام Envinia amylovor است. این بیماری عمدتا به درختان گلابی آسیب می رساند تا سیب و به. ظاهرا نام بیماری آتشک به این دلیل انتخاب شده که برگ‌های شاخه‌های آسیب دیده سیاه شده و اینطور به نظر می‌رسد که درخت یا درختچه توسط آتش سوخته است. تحقیقات نشان داده است که ارگانیسم آتشک بومی ایالت نیویورک بوده و اولین بار در سال 1780 در این ایالت دیده شده.

امروزه آتشک در سراسر آمریکای شمالی، از جمله کانادا و مکزیک و در بسیاری از کشورهای دیگر در جهان وجود دارد.  این بیماری نه تنها برای محصولات سال جاری زیان‌بار است، بلکه با نابودی شکوفه‌های میوه، شاخه‌ها و گاهی نابودی کل درخت، تولیدات سال‌های بعد را نیز کاهش می‌دهد. بیشتر پایه‌های رویشی پاکوتاه که در  باغات مدرن با تراکم کشت بالا به‌کار گرفته می‌شوند به آتشک حساس هستند. آلودگی پایه‌رویشی ممکن است به سرعت منجر به از بین رفتن کل درخت شود.  آلودگی میوه نارس یا پوسیدگی شاخه‌هایی که به صورت حلقه‌ای بریده شده‌اند، به‌ویژه در میوه گلابی، اغلب موجب تلفات شدید محصول می‌شود. پیشرفت شانکر‌های آتشک می‌تواند شاخه‌های اصلی درخت را از بین ببرد و در موارد بسیار پیشرفته ممکن است کل درخت را نابود کند. بارزترین نشانه بیماری آتشک در سیب و گلابی ظاهر سوخته‌ی برگ‌ها روی شاخه‌های آلوده است. رشد بیماری آتشک فصلی است و چرخه بیماری با شروع فصل بهار با آلوده شدن شکوفه‌ها آغاز می‌شود، در طول تابستان با آلودگی جوانه‌ها و میوه‌ها ادامه می‌یابد، و در اواخر تابستان یا اوایل پاییز با پیشروی شانکرها پایان می‌یابد.

آلودگی

باکتری آتشک ممکن است مستقیما از طریق زخم یا بریدگی وارد برگ‌ها و جوانه‌های آبدار شود. آزمایش‌ها و مشاهدات میدانی متعدد اهمیت زخم و بریدگی به عنوان راه ورود باکتری به گیاه میزبان را نشان داده‌اند. انواع جراحات از سوراخ حشرات کوچک و  خراشیدگی ساقه گرفته تا زخم‌های بزرگ ناشی از باد شدید، تگرگ یا یخبندان متفاوت است. میوه‌های سیب و گلابی  نورس  نسبت به آلودگی پس از طوفان تگرگ آسیب‌پذیر هستند.

عوامل موثر بر رشد بیماری

پیشرفت بیماری آتشک به تعامل میان گیاه میزبان و پاتوژن با واسطه شرایط محیطی که شامل آب و هوا و حشرات است، بستگی دارد. در پیشرفت بیماری آتشک هم کیفیت و هم کمیت پاتوژن‌ها اهمیت دارند. آسیب‌پذیری گیاه میزبان به درجه مقاومت پایه رویشی و پیوندک، مکان باغ، شرایط خاک، تغذیه درخت و اقدامات زراعی در باغ بستگی دارد. شرایط اقلیمی ممکن است پاتوژن‌، گیاه میزبان، یا تعامل این دو طی فصل رشد را تحت‌تاثیر قرار دهد.

به‌طور کلی بیماری آتشک برای گلابی صحرایی ((Pyrus communis) مخرب‌تر است. معمولا اقلام گلابی با مطلوب‌ترین بافت و طعم میوه نسبت به عفونت و تخریب آسیب‌پذیرتر هستند. به‌طور تاریخی بیماری آتشک برای انواع گلابی مخرب‌تر بوده است، اما سیب در شرق و غرب میانه ایالات متحده به شدت تحت‌تاثیر قرار گرفته است. البته مقاومت ذاتی درختان شدیدا تحت‌تاثیر شرایطی قرار دارد که گیاهان در آن رشد می‌کنند. انتخاب انواع میوه، پایه‌های رویشی و  میان‌ساقه‌های مقاوم باید اولین اولویت در جلوگیری یا کنترل بیماری آتشک باشد.

اندام‌های  گیاهی و سن

آلودگی آتشک ممکن است در شکوفه‌ها، شاخ و برگ، ساقه‌های آبدار یا میوه آغاز شود. شروع  آلودگی شکوفه نیازی به زخم ندارد و عفونت آتشک در زمان گلدهی از زمان‌های دیگر  بیشتر شیوع پیدا می‌کند. بنابراین، برنامه کنترل در بسیاری از مناطق جغرافیایی به سوی به حداقل رساندن پیدایش آتشک شکوفه هدایت می‌شود.  بافت‌های آبدار با رشد سریع نسبت به بافت‌های با رشد کمتر یا بدون رشد  در مقابل شروع، پیشرفت و گسترش آلودگی آسیب‌پذیرتر هستند.

خطر  تلفات شدید ناشی از بیماری آتشک در باغات جوان‌تر از کاشت‌های قدیمی‌تر از همان رقم بیشتر است.  در بیشتر مناطق جهان بویژه در اروپا و آمریکای شمالی، باغداران باغات قدیمی‌ و کم تراکم را با باغات متراکم‌تر جایگزین می‌کنند. بنابراین درختان نسبت به کاشت‌های قدیمی کوچک‌تر و آسیب‌پذیرتر هستند.

شرایط خاک و تغذیه درخت

شرایط خاک مانند نوع خاک، رطوبت، اسیدیته و تغذیه به شدت رشد و آسیب‌پذیری درخت نسبت به آتشک را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. بسیاری از موارد شدید آتشک در باغاتی که در خاک‌های مستعد پیشرفت بیماری واقع شده‌اند، رخ داده است. معمولا چنین خاک‌هایی به عنوان خاک سنگین، با زهکشی ضعیف، اسیدیته بالا و  بیش از حد بارور شده شناخته می‌شوند. درختان گلابی که روی زمین‌هایی با زهکشی ضعیف و بسیار اسیدی و با پتاسیم پایین کشت می‌شوند ، عفونت بیشتری نسبت به درختانی که در خاک‌هایی با زهکشی مناسب با درجه پتاسیم بالا کشت می‌شوند نشان می‌دهند. باید از استفاده زیاد از کودهای نیتروژنی و منابع نیتروژنی آلی پرهیز شود. تحقیقات نشان داده‌اند که درختانی با کلسیم و منیزیم بالاتر نسبت به آتشک بسیار مقاوم‌تر هستند.

شرایط محیطی

آب وهوا به شدت بر رشد و پیشرفت آتشک تاثیر می‌گذارد. اغلب دما تعیین کننده ایجاد بیماری و میزان تلفات ناشی از آن است. همچنین، شرایط اقلیمی رشد گیاه میزبان و آسیب‌پذیری‌اش دربرابر بیماری آتشک را تحت تاثیر قرار می‌دهند. بارش باران توسعه و رشد بیماری آتشک را شدت می‌بخشد. به طور کلی، آتشک در مناطقی که به صورت مداوم در ابتدای فصل رشد بارانی و پس از آن گرم و مرطوب  هستند، شدیدتر است. آتشک معمولا در مناطقی که در فصل رشد خشک و غیربارانی هستند شدت کمتری دارد.

روش‌های مقابله با آتشک

کنترل مناسب جمعیت حشرات بروز  و گسترش بیماری آتشک را کاهش می‌دهد. بهترین رویکرد برای کنترل آتشک مداخله در  یک یا سه عامل موثر بر رشد بیماری (گیاه میزبان، پاتوژن، و شرایط محیطی) است. متاسفانه تنها با یک روش نمی‌شود بیماری آتشک را کنترل کرد و باید تلفیقی از چندین روش را به‌کار برد.

روش‌های مقابله با آتشک و مدیریت باغ:

انتخاب مکان مناسب برای باغ

پیش از کاشت گلابی یا سیب باید حتما به خطر شیوع آتشک توجه کرد. مکان کشت باید با توجه به تاثیر نوع خاک، زهکشی و اسیدیته خاک بر شدت بیماری ارزیابی شود. بیشترین مشکلات جدی آتشک در باغ‌هایی رخ داده که در مکان‌هایی با خاک ضعیف کشت شده‌اند. این زمین‌ها با خاک‌های سنگین، زهکشی ضعیف، با اسیدیته بالا شناخته می‌شوند. خاک ضعیف موجب آسیب‌پذیری درخت نسبت به آتشک می‌شود. کاشت درختان در خاک نامناسب، آسیب آتشک و باردهی ضعیف را به دنبال دارد.

کوددهی و  کاشت

برنامه کوددهی باید طوری طراحی شود که ۱) از رشد دیررس جوانه جلوگیری کند و ۲) تعادل مناسب مواد مغذی اصلی را فراهم کند و بویژه از افزایش بیش از حد نیتروژن جلوگیری کند. شرایط خاک باید مورد توجه قرار گیرد. برای اصلاح اسیدیته اضافی باید از آهک استفاده کرد، و در صورت لزوم، زهکشی باید با نصب کاشی یا لوله تخلیه پلاستیک بهبود یابد. اگرچه مواد مغذی را معمولا در اوایل بهار استفاده می‌کنند، اما به‌کار بردن نیتروژن را می‌توان تقسیم‌بندی کرد. می‌توان نصف میزان نیتروژن مورد نیاز را حداقل یک ماه قبل از شروع رشد به خاک اضافه کرد.

اگر آلودگی شکوفه‌ها جدی نباشد، نیم دیگر نیتروژن را می‌توان بعد از افتادن گلبرگ‌ها به صورت محلول‌پاشی یا اسپری روی برگ و زمین به‌کار برد. در سبز شدن شاخ و برگ‌ها محلول‌پاشی اوره روی سیب موثرتر است از گلابی. می‌توان از اسپری زمینی ترکیب نیتروژن محلول روی هر دو محصول استفاده کرد. اگر آتشک شدید شد باید تمهیدات دیگری را به‌کار برد. در خاک‌هایی با زهکشی کمتر، شکل نیترات نیتروژن به‌خاطر در دسترس بودنش ترجیح داده می‌شود. نیترات کلسیم احتمالا برای استفاده بهتر است چون کلسیم مقاومت گیاه در برابر آتشک را افزایش می‌دهد. از کاشت دیرهنگام گیاه باید خودداری کرد، چون نیتروژن بیشتری در اختیار درخت قرار می‌گیرد و باعث ترقیب رشد دیررس می‌شود.

هرس

بهتر است که باغ‌ها مرتبا (در صورت امکان به طور سالانه) هرس شوند. با هرس همیشگی باغ، فقط برش‌های  کوچک مورد نیاز است. هرس سالانه  شانس از بین بردن شانکر آتشک را افزایش می‌دهد و به طور کلی کنترل بیماری را بهبود می‌بخشد. از بین بردن تارهای کشنده ریشه  و جوانه‌های پایه رویشی خطرناک است زیرا اگر بریدگی‌ها آلوده شوند، ممکن است کل درخت از بین برود.  در فصل خواب، جوانه‌های ریشه و تارهای کشنده باید کمی بالاتر از خط زمین بریده شوند. در سال بعد، جوانه‌های جدیدی از بافت یک ساله رشد می‌کند و این جوانه‌‌ها باید بالای برش اولیه قطع شوند. اگر این کار چندین سال تکرار شود،  به تدریج درختانی رشد خواهند کرد که به آتشک مقاوم‌تر خواهند بود. در طول فصل رشد، به‌کار بردن علف‌کش‌های تماسی برای تارهای کشنده ریشه و جوانه‌های پایه رویشی که به شدت رشد می‌کنند، احتمال آلوده شدنشان توسط بیماری آتشک را کاهش می‌دهد.

هرس تابستانه به یک عمل رایج در باغات سیب با تراکم بالا تبدیل شده است. هر عملکردی، از جمله هرس تابستانی، که باعث ایجاد بریدگی روی بافت نرم و آبدار می‌شود، باید با احتیاط انجام شود. در صورت وجود آلودگی آتشک، هرس تابستانه باید فقط با  ابزار ضدعفونی و در هوای خشک انجام شود. در باغاتی که به شدت به آتشک مبتلا شده‌اند باید به‌طور کلی از هرس صرف‌نظر کرد. اگر کل قطعات (بلوک) به شدت توسط آتشک آسیب دیده باشند، باغداران باید تصمیم بگیرند که آیا باغ‌ها را دوباره بکارند یا سعی کنند درختان آلوده را  مجددا به عرصه تولید برگردانند.

حذف شانکرهای زمستانی

از بین بردن شانکرها در بهترین صورت در اواخر زمستان و همزمان با هرس درختان انجام می‌پذیرد. اگر هرس درختان در زمان خواب زمستانی انجام شده باشد، پیشنهاد می‌شود که ابزارها ضدعفونی شوند. البته اگر حذف آتشک در هر زمان دیگری انجام شده باشد، ابزارها باید بین هر برش ضدعفونی شوند تا آلودگی پخش نشود. ابزارها باید به الکل دناتوره آغشته شوند. محلول ۷۰ درصد که از مخلوط سه حجم از الکل دناتوره شده با ۱ حجم آب به‌دست آمده است برای ضدعفونی موثرتر است. می توان از محلول ۱۰ درصد مایع سفیدکننده لباس نیز استفاده کرد. این روش از سایر روش‌ها موثرتر است اما موجب زنگ‌زدگی بیشتر ابزارها می‌شود. اگر از این روش برای ضدعفونی استفاده می‌کنید، ابزار باید در پایان هر روز کاملا شسته، خشک و روغن‌کاری شود.

برخی از شانکرها با تراشیدن بهتر از بین می‌روند. تراشیدن تنها برای آن دسته از شانکرهایی توصیه می‌شود که کمتر از نیمی از سطح شاخه‌ها و تنه‌های بزرگ‌تر را  آلوده کرده باشد. برای از بین بردن شانکر، ابتدا شاخه آلوده شده را قطع کنید. سپس تمام پوسته ناحیه شانکر و پوسته سالم را تا حدود حداقل دو سانتی‌متر از حاشیه شانکر بتراشید. از چاقوی هرس یا ابزاری مشابه با تیغه خمیده استفاده کنید. محل برش باید با الکل ۷۰ درصد یا مایع سفید کننده لباس (وایتکس) ده درصدی  شسته و پاک شود. ناحیه بریده شده را با پانسمان زخم بپوشانید. اگر قسمت زیادی از پوسته برداشته شده است، ایجاد پیوندهای پلی (bridge grafts) موجب تسریع بهبودی می‌شوند.

ریشه‌کنی عفونت در شکوفه‌های زودرس

هرس دسته شکوفه‌های آلوده شده و جوانه‌های گیاهی در بهار و تابستان باید با دقت صورت گیرد تا  از ایجاد آلودگی جدید در بافت‌های آسیب‌پذیر جلوگیری شود. در طی دوره‌های گسترش زخم‌های فعال، برش‌های هرس باید بین ۱۵ تا ۳۰ سانتی‌متر یا بیشتر زیر زخم‌های قابل مشاهده ایجاد شوند، زیرا باکتری‌ها در بافت‌هایی حضور دارند که  هنوز  نشانه‌ای از بیماری از خود نشان نداده‌اند. باغ‌ها باید ده تا چهارده روز  بعد از شکوفه دادن، برای پیدا کردن شکوفه‌های جدید آلوده شده بررسی شوند. تمام شکوفه‌های آلوده شده باید حداقل ۱۵ سانتی‌متر زیر دورترین نشانی از آلودگی قطع شوند. بهتر است آلودگی ها در اسرع وقت از بین بروند و همانطور که پیش‌تر توضیح داده شد، ابزار استفاده شده ضد عفونی شوند. بررسی درختان باید هر دوهفته یک بار برای چندین هفته تکرار شود.

کنترل شیمیایی

بهترین روش برای مقابله با آتشک بکار بردن اسپری‌های شیمیایی  بر اساس سیستم  دقیق پیشبینی بیماری است. مواد شیمیایی(باکتری‌کش‌ها) می‌توانند در انتشار بیماری آتشک در طول سه دوره مشخص رشد میزبان اخلال ایجاد کنند: دوره خواب، شکوفه‌دهی و پس از شکوفه‌دهی. مواد شیمیایی که برای کنترل آتشک استفاده می‌شوند، بقای باکتری را در اوایل بهار کاهش می‌دهند یا مانع تکثیر باکتری می‌شوند و در نتیجه از ایجاد عفونت‌های جدید در شکوفه‌ها یا جوانه‌ها جلوگیری می‌کنند.

مواد شیمیایی موجود بویژه نسبت به آفت‌کش‌های موجود برای کنترل حشرات، علف‌های هرز و قارچ، برای جلوگیری از انتشار آتشک در کارایی و تعداد محدود هستند. دو دسته باکتری‌کش برای کنترل آتشک وجود دارد: ترکیبات مس و آنتی‌بیوتیک‌ها. در کنترل کردن بیماری آتشک معمولا کارایی ترکیبات مس به اندازه کارایی آنتی‌بیوتیک‌ها خوب نیست. آنتی‌بیوتیک‌ها ترکیبات ضد میکروبی هستند که از طریق سایر میکروب‌ها تولید می‌شوند. برخی توصیه استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها را برای حفاظت از گیاه زیر سوال برده‌اند چون گاهی از همان مواد برای انسان و حیوان استفاده می‌شود. استفاده گسترده از آنتی‌بیوتیک‌ها ممکن است به توسعه باکتری‌هایی که به آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم هستند بی‌انجامد.

استرپتومایسین (Streptomycin)  موثرترین ماده موجود برای کنترل آتشک است. استرپتومایسین تکثیر باکتری‌ها را محدود می‌کند؛ اما به دلیل اینکه تنها به صورت موضعی استفاده می‌شود وقتی روی غنچه‌های بسته اعمال می‌شود موثر نیست. استرپتومایسین به طور کلی به عنوان اسپری رقیق در ۵۰-۱۰۰ ppm استفاده می‌شود. برای افزایش اثربخشی استرپتومایسین، باید یک عامل مرطوب کننده مثل Regulaid به اسپری اضافه شود.

در برخی باغات سیب و گلابی در غرب و همچنین کشورهای خاورمیانه، سویه‌هایی از E. amylovora که به استرپتومایسین مقاوم هستند دیده شده‌اند. در چنین باغ‌هایی، آنتی‌بیوتیک بی‌اثر است و باید از اکسی‌تتراسایکلین یا ترکیبات مس برای کنترل آتشک استفاده کرد. استفاده اکسی‌تتراسایکلین در ۲۰۰ ppm در برار سویه‌های مقاوم به استرپتومایسین موثر است، اما به طور کلی در برابر سویه‌های حساس به E. amylovora نسبت به استرپتومایسین کم اثرتر است. کاسوگامایسین (Kasugamycin) آنتی‌بیوتیک دیگری است که در برخی کشورها برای کنترل آتشک به کار می‌رود.